الشيخ أبو الفتوح الرازي

290

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

تركه براى خفّتش ، كنوح و لوط و هند و دعد ، و در شعر آمده است غير منصرف و منصرف ( 1 ) ، گفت : آن عاد بودند كه جحود كردند به آيات خداى و كافر شدند به معجزات انبيا ، و عاصى شدند در پيغام از خداى ( 2 ) ، و متابعت كردند فرمان هر جبّارى ، ظالمى ، متكبّرى ، عنيدى ، ستيزه كشى را . و عنيد و عنود ستيزه كش باشد من العنود و العند ، و هما مصدران ، قال ( 3 ) : انّي كبير لا اطيق العنّدا آنگه حق تعالى گفت : * ( وَأُتْبِعُوا فِي هذِه الدُّنْيا لَعْنَةً ) * ، گفت : در دنيا بدانچه ايشان كردند لعنت در دنبال ايشان داشتند ، و نصب لعنت بر مفعول دوم اتبعوا است . * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، و نيز در روز قيامت ، و نصب او بر ظرف است . آنگه گفت : * ( أَلا إِنَّ عاداً ) * ، عاد به خداى خود كافر شدند ، و التّقدير : بربّهم ، جز آن است كه چون حرف جرّ بيفگند ( 4 ) فعل برسيد ( 5 ) و عمل بكرد ، چنان كه گفت : وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَه سَبْعِينَ رَجُلًا . . . ( 6 ) و التّقدير : من قومه ، و كقوله : وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ . . . ( 7 ) ، اى على عقدة النّكاح . [ و ] ( 8 ) روا بود كه حمل كرده باشند ( 9 ) بر معنى ، و المعنى جحدوا ربّهم و انكروه ، كه كفر به معنى جحود باشد . * ( أَلا بُعْداً ) * ، اى هلاكا كما يقال : سحقا له و بعدا ، هلاك باد او را ، دعاء عليهم ( 10 ) است به هلاك ، و نصب او بر مصدر است . قوله : * ( وَإِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً ) * ، گفت : و به ثمود فرستاديم برادر ايشان را صالح ، هم آن تقدير است كه بيان كرديم من تقدير : وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً . . . ( 11 ) ، او همان گفت قوم خود را كه هود گفت قومش را ، گفت : اى قوم ! خداى را پرستيد كه شما را جز او ( 12 ) خدايى ديگر نيست ، و كلام در غيره و غيره رفت ، آنگه جهت استحقاق عبادت او باز گفت كه : از كجا ( 13 ) واجب است شما را پرستيدن او .

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، غير مصروف . ( 2 ) . مل شعر . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : پيغامبران ، مل ، مج : پيغامبران خداى . ( 4 ) . آو ، بم ، لب ، آز : بيفگندند . ( 5 ) . مج : به رسيدن . ( 6 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 155 . ( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 235 . ( 8 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : كرده باشد . ( 10 ) . آو ، آج ، بم ، آز : عظيم . ( 11 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 45 . ( 12 ) . مج خدا . ( 13 ) . آج ، لب ، آز : آن جا .